دلم درد میگیره و ضعف میکنم.
خودت فکرشو میکردی؟؟
اون اسمای بی احساس حالا سرشار از احساس شده
ولی تو نیستی ک همشو ب پات بریزم
چزا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا حتا فامیلتم نمیدونم
چرا نپرسیدم
چرا هیچ کدومو ازینا رو نپرسیدم ازت
اونموقه ها اینقد بودی که نبودنتو باور نمیکردم
ولی حالا اینقد نیستی که دوباره بودنتو باور نمیکنم
دلم برات پر میکشه داداش کوچولو
من تو عمرم کم کم با 100 تا پسر چت کردم
ولی هیچکی تو نشد
تو تک بودی
باورت نمیشه واس پیدا کردن دوبارت چ کارا ک نکردم
حتا اون دختر توپلوعه ک عکسشو واسم فرستادی رو دنبالش گشتم .تا از تو فالوووراش تو رو پیدا کنم
هزار بار اسم zander رو سرچ کردم
باورت میشه کل فالوورامو گشتم
تو پیج تک تک محمدا رفتم تا ی ردی از تو باشه
حتی تو پیج هایی ک اسمشون سعید و علیرضا بود هم رفتم تا شاید داداش و دوستتو پیدا کنم و از بین فالووینگا یا فالووراشون تو رو پیدا کنم
ولی انگار نیستیییییییی
اینگار واقعا رفتی
ن تنها از اینستا
انگاری حتا تو این دنیا هم نیستی
هیچ وقت فکرشو نمیکردم ی پسر با این سن کم اینجوری تو قلب سنگی و بی احساس من با بچه بازیاش جا شه
پوف
برچسب:
نویسنده: مهتاب حبیبی